مراحل پرسونال برندینگ چندان پرشمار نیست، اما هر یک از آنها زمان، تلاش، خلاقیت و ممارست و گاهی بخت بلند میطلبد.
اولین مرحلهی برندسازی شخصی برای هر فرد، یافتن تواناییهای ویژهی شخص و کارهایی است که او به بهترین نحو میتواند از پس آنها بربیاید. به جز این مورد، داشتن یک «مفهوم متمایز» و ارائهی یک تصویر جدید به مخاطبان از ضروریات برندسازی شخصی است.
در مرحلهی بعد، تمرکز بر این هویت متمایز و تکامل بخشیدن به آن در یک بازهی زمانی مشخص، از اصول برندینگ شخصی است.
اگر میخواهید در ذهن مخاطبان خود ماندگار شوید، باید لحن و هویت برند مشخص و منحصربهفردی داشته باشید.
اگر بپرسید منظور از هویت در پرسونال برندینگ چیست باید بگوییم نوع گفتار و لحن شما، دایره لغات شما و حتی نحوه حضورتان در سوشال مدیا. خلاصه که باید خودتان را به بهترین نحو معرفی کنید.
هویتسازی در پرسونال برندینگ چیست؟
بالاتر کمی درباره هویت در برندسازی شخصی توضیح دادیم، اما میخواهیم دقیقتر هویتسازی را بررسی کنیم.
نمونههای زیادی را میتوان در پرسونال برندینگ مثال زد تا مفهوم «هویتسازی» را در برندینگ درک کرد.
ایلان ماسک معروفترین نمونهی برندسازی در این دوران از تاریخ است.
شهرت او فراتر از شرکت تسلا و اسپیس ایکس است. حالا نام ایلان ماسک با آینده گره خورده است و زمانی که اسم ایلان ماسک میآید، همه کم و بیش تصویری از یک شخص بسیار قدرتمند و احتمالا حتی اندکی شرور به ذهنمان میآید که گویا منتظریم این روزها رسما اعلام کند اولین انسان نامیرا شده! و هرچند تمام این تصورها لزوما حقیقت نداشته باشد، این تصویر که در ذهن انسانها شکل گرفته مثال یک پرسونال برندینگ قدرتمند است که به هدفش رسیده است.
اگر ایلان ماسک هر شرکتی با هر ماهیتی تأسیس کند، بازتابهای جهانی و در نتیجه مشتریهای جهانی بهشتاب در پی آن خواهند رفت.
هدف از برندسازی شخصی چیست؟
گفتیم که پرسونال برندینگ در واقع بازاریابی برای خود و حرفهی خود به عنوان یک برند است.
مثلا شاید بتوان گفت یکی از معروفترین پرسونال برندینگها در فضای استارتآپی ایران و در حوزه مارکتینگ و سئو، عادل طالبی است.
وقتی صحبت از سئو و مارکتینگ میشود، اکثر افراد در وهله اول این نام را به یاد میآورند و این یعنی برندسازی شخصی.
مهمترین اهداف برندسازی شخصی هم شامل موارد زیر میشود:
تمایز؛ پیشرفت شغلی؛ ایجاد اعتماد و اعتبار؛ شبکهسازی؛ مدیریت شهرت بلندمدت و درک و شناخت بیشتر خود و توسعه شخصی.
]]>دیجیتال مارکتینگ شامل تمام فعالیتهای بازاریابی میشود که از طریق بستری به نام اینترنت صورت میپذیرد. مشاغل از کانالهای دیجیتال مانند موتورهای جستجو، شبکههای اجتماعی، ایمیل و سایر وبسایتها برای ارتباط با مشتریان فعلی و احتمالی خود استفاده میکنند.
یک دیجیتال مارکتر ممکن است بگوید که دیجیتال مارکتینگ و بازاریابی درونگرا مفاهیم یکسانی دارند، اما در اصل تفاوتهای جزئی در این دو وجود دارد.
بازاریابی سنتی معمولا به این صورت است که تبلیغات به صورت چاپی، ارتباط تلفنی با مشتریان یا به صورت فیزیکی و حضوری انجام میشود، اما نقطه مقابل آن بازاریابی دیجیتال کاملا به صورت آنلاین و الکترونیکی رخ میدهد. این بدان معناست که شرکتها و برندها امکانات بسیار بیشتری برای دسترسی به مشتریان بیشتر از جمله ایمیل، ویدئو، شبکههای اجتماعی و موتورهای جستجو در اختیار دارند.
در تمام مراحل دیجیتال مارکتینگ (Digital Marketing) آگاهی از برند حرف اول و آخر را میزند و یک اصل به شمار میآید. در دنیای آنلاین امروز، تمام کسب و کارها وبسایت دارند و داشتن وبسایت را از واجبات کسب و کار خود میدانند. حتی اگر وبسایت نداشته باشند، سعی میکنند تا در شبکههای اجتماعی یا دیگر کانالها حضور پررنگی داشته باشند. محتوای دیجیتال و بازاریابی آن به قدری در میان کسب و کارها رایج است که اکنون مصرف کنندگان از کسب و کارها انتظار دارند تا یکی از ابزارها دیجیتال را در اختیار داشته باشند و بسیاری از کسب و کارها این ابزارها را راهی برای جلب اعتماد مشتری میدانند.
اگر بخواهیم به صورت خلاصه در مورد اهمیت دیجیتال مارکتینگ برای شرکتها بگوییم، به عنوان یک مالک کسب و کار برای اینکه در بازار و در میان رقبا بتوانید خود را برجستهتر کنید، باید در پروسه استخدام خود به افراد ماهر در دیجیتال مارکتینگ اهمیت دهید و از ترفندها و علم دیجیتال مارکتینگ در کسب و کار خود استفاده کنید.
با اینکه بازاریابی دیجیتال روشها و استراتژیهای بسیاری برای انجام پیش روی شما قرار داده است، اما با این حال میتوانید خلاقیت به خرج دهید و سراغ روشهای نوین و همچنین مواردی بروید که باقی کسب و کارها از آن نتیجه گرفتند. با استفاده از دیجیتال مارکتینگ، میتوانید از ابزارهایی مانند داشبورد تجزیه و تحلیل برای نظارت بر موفقیت و بازگشت سرمایه در کمپینهای خود استفاده کنید و بیشتر از آنچه میتوانید با یک محتوای تبلیغاتی سنتی – مانند بیلبورد یا تبلیغ چاپی به دست آورید، بهره ببرید.
دیجیتال مارکتینگ به استفاده از تاکتیکها و کانالهای دیجیتالی متعدد برای ارتباط با مشتریانی که بیشتر اوقات خود را در بستر آنلاین میگذرانند، تعریف میشود. از خود وبسایت گرفته تا تمام کانالهای آنلاین یک کسب و کار – تبلیغات دیجیتال، بازاریابی از طریق ایمیل، بروشورهای آنلاین و موارد دیگر – تاکتیکهای بسیاری برای انجام وجود دارد که همه آنها زیر چتر “دیجیتال مارکتینگ” قرار میگیرند.
بهترین بازاریابهای دیجیتال به خوبی روی آنچه میخواهند در کمپینهای دیجیتال انجام دهند و اهدافی که قرار است با مارکتینگ به آن برسند، واقف هستند. دیجیتال مارکترها بسته به اهداف استراتژی بازاریابی خود، میتوانند از طریق کانالهای رایگان و پولی که در اختیار دارند، اهداف خود را عملی کنند.
به عنوان مثال یک بازاریاب محتوایی در تیم دیجیتال مارکتینگ میتواند سراغ تهیه محتواهایی برای وبلاگ برود، که ثابت شده این کار در سالهای اخیر بیشترین میزان جذب مخاطب را داشته است. دیجیتال مارکترها در شبکههای اجتماعی ممکن است سراغ تهیه پستهایی برای پیج کسب و کارها بروند، حتی برای تبلیغات در این پلتفرمها نیز محتوا آماده کنند و در نهایت با انتشار محتوا به ارتقا پستهای وبلاگ کمک کند. مارکترها در بخش ایمیل مارکتینک کمپینهای ایمیلی تدوین و اجرا کنند و در آن کمپین از محصول و یا پروموشنهای جدید به کاربران میگویند.
پرفورمنس مارکتینگ یا بازاریابی عملکرد به تحلیل و اندازهگیری نتایج حاصل از تبلیغات اشاره دارد. در این تخصص پرفورمنس مارکتر به کمک ابزارها و متریکهایی میزان تحقق کمپینهای تبلیغاتی را پیشبینی کرده و به کارفرما تضمین میدهد که اهداف کمپین تبلیغاتی مد نظر محقق شود. موقعیت شغلی پرفورمنس مارکتینگ از یک سمت با شناختهای نیازهای کارفرما و پاسخگویی به آن و از سمت دیگر با تخصص دیجیتال مارکتینگ در ارتباط است.
تقریبا تمامی کسبوکارهای بزرگ و کوچکی در فضای دیجیتالی تبلیغات میکنند، به استخدام کارشناس پرفورمنس مارکتینگ نیازمند هستند. حضور یک پرفورمنس مارکتر در کنار تخصص دیجیتال مارکتینگ به مجموعهها کمک میکنند که تا حد بسیار زیادی از اتلاف انرژی و هزینه در تبلیغات جلوگیری شود.
چراکه پرفورمنس مارکتر تنها کسی است که بهخوبی میتواند پیشبینی دقیقی از بودجه مورد نظر برای برگزاری یک کمپین دیجیتال مارکتینگ ارائه دهد. او میداند که برای تبدیل هر مشتری بلقوه به مشتری بلفعل حدودا چقدر باید هزینه شود. این هزینه از طریق اندازهگیری فاکتورهایی به دست میاید که در ادامه به آن اشاره میکنیم.
پیشبینی هزینه کمپین تبلیغاتی و بودجهبندی آن یکی از مهمترین مسئولیتهای پرفورمنس مارکتر است.
پرفورمنس مارکتر از متریکهای متعددی برای پیشبینی هزینهی تبلیغات استفاده میکند که در اینجا به بعضی از آنها اشاره میکنیم:
سرنخها تلاش آگاهانه اعضای تیم فروش برای تبلیغ یک خدمت یا محصول است که میتواند مشتریان بلقوه را به مشتریان بلفعل تبدیل کند. اگر سرنخهای تولید شده جذاب باشد،نرخ تبدیل بالاتر میرود. در این روش پرفورمنس مارکتر در ازای هر لید تولید شده هزینه پرداخت میکند که به آن CPL یا Cost Per Lead گفته میشود.
نرخ بازدید یا Imperssion یکی دیگر از متریکهای تعیین کننده در پرفورمنس مارکتینگ است. تعداد دفعاتی که یک تبلیغ به مشتریان نشان داده میشود، ایمپرشن را نشان میدهد. یک پرفورمنس مارکتر ارزش بازدیدها را بهخوبی درک کرده و میتواند پیشبینی کند که در ازای هر ایمپرشن چه مبلغی باید پرداخت شود.
در کمپینهایی که بر اساس نرخ بازدید طراحی میشوند، شیوه پرداخت CPM یا Cost Per Mile است که در آن پرفورمنس مارکتر در ازای هر هزار باری که یک تبلیغ نمایش داده شده، مبلغ مشخصی را پرداخت میکند.
در ازای هر بازدید انجام شده از یک تبلیغ، بازدیدکننده تصمیم میگیرد که با آن تعامل برقرار کند یا خیر؟ مثلا وارد وبسایت تبلیغ دهنده بشود، مطالب آن را بخواند، خرید کند یا …. این عوامل روی نرخ تعامل یا Engament اثر میگذارند.
یکی دیگر از مبناهای سنجش موفقیت کمپین تبلیغاتی نرخ کلیک یا تعداد دفعاتی است که روی یک بنر تبلیغاتی، لینک یا … کلیک شده است. بسیاری از پرفورمنس مارکترها مبنای تصمیمگیریهای تبلیغاتی خود را روی تعداد کلیکهای انجام شده قرار میدهند. پرفورمنس مارکترهایی که تبلیغات کلیکی انجام میدهند، مبنای پرداختشان CPC یا Cost Per Click است و در ازای هر کلیک هزینه پرداخت میکنند.
برای انجام پرفورمنس مارکتینگ روشهای مختلفی وجود دارد که در ادامه به چند مورد از اصلیترین انها اشاره میکنیم:
تبلیغات همسان، یک دسته از تبلیغات پولی هستند که از نظر ظاهری کمترین شباهت را به تبلیغات دارند از این رو عملکرد مخاطب در هنام جستجو در شبکههای اجتماعی یا گوگل را مختل نکرده و در بینابین مطالب نمایش داده میشود. چند نمونه از پرمخاطبترین انواع تبلیغات همسان، محتواهای پیشنهادی، تبلیغات درون فید و تبلیغات Spondered گوگل هستند.
همکاری در فروش هم یک شیوه تبلیغاتی و هم یک روش جذب درآمد است. چراکه پرفورمنس مارکتر در این روش برای تبلیغ یک محصول یا خدمت با یک وبسایت دیگر وارد همکاری میشود و در ازای تحقق اهداف (نرخ بازدید و کلیک) تبلیغ دهنده از طرف مقابل هزینه دریافت میکند. چراکه تعامل کاربران با پست تبلیغی برای سایت طرف همکاری نیز منفعت دارد.
یکی دیگر از انواع تبلیغات پرفورمنس مارکتینگ است که در آن از اعتبار رسانهها و سایتهای پرمخاطب برای نمایش محتوای متنی تبلیغات استفاده میشود. در این روش از ترافیک بالای سایتهایی همچون سایتهای خبری برای تبلیغ یک محصول یا خدمت استفاده میشود. این روش در ایران بیشتر به دلیل تحریمهای گوگل در زمینه تبلیغات پولی برای کسبوکارهای ایرانی رواج دارد.
این مورد آشناترین شیوه تبلیغاتی در ایران است که به دلیل تحریمهای شبکههای اجتماعی علیه ایران معمولا توسط بلاگرها و اینفلوئنسرها انجام میشود. درحالی که بسیاری از کسبوکارهای دیگر از تبلیغاتی پولی که توسط خود پلتفرمها ارائه میشودف استفاده میکنند. این شیوه تبلیغاتی در شبکهX (توییتر سابق) و تیکتاک بسیار رایج است.
انجام تبلیغات در دنیای دیجیتال نیازمند بازاریابی عملکرد یا پرفورمنس مارکتینگ است. میپرسید Performance marketing چیست؟ باید گفت این تخصص به بهینهسازی و طراحی کمپینهای پولی در دنیای دیجیتالی ارتباط دارد. این فرصت شغلی نیازمند مهارت در زمینه آنالیز و تحلیل آمار و ارقام، تبحر در تدوین بودجه کمپین و مدیریت آن است. پرفورمنس مارکتر بهعنوان یکی از اعضای کلیدی گروه مارکتینگ در هر شرکت بزرگ و کوچکی که حداقل یک وبسایت دارد، میتواند استخدام شود و با طراحی کمپینهای پولی بهینه جلوی هدر رفت هزینه و وقت در زمینه تبلیغات را بگیرد.
]]>